فيلوستراتوس
فيلوستراتوس1 در لمنوس2 زاده شد، در آتن3، آنگاه در دربار امپراتريس يوليا4 برآمد و تا زمان فيليپوس (امپراتورياش از 244 تا 249) هنوز زنده بود. محقق يوناني، مؤلف شرح حال آپولونيوس تيانايي5 (به نام امپراتريس يوليا متوفي در 217) كه بيشتر به شرح سفرهايش اختصاص دارد؛ نيز مؤلف احوال سوفسطاييان از سدهٴ پنجم ق م تا زمان خودش، و رسالهاي در ژيمناستيك كه حاوي اطلاعاتي در باب ورزشهاي قديم است.
آمونيوس
آمونيوس6 اسكندراني، معلم فلوطين در حدود 232 - 242. فيلسوف يوناني. او يك مسيحيزاده شد، ولي به آيين هلني گرويد؛ مسلماً ميان مسيحيان افلاطوني منش آن ايام و آيين نوافلاطوني نوپا نقاط برخورد زيادي وجود داشت. عليرغم اين كه هيچ نوشتهاي را اختصاصاً نميتوان به آمونيوس منسوب دانست، او را غالباً مؤسس آيين نوافلاطوني دانستهاند. احتمالاً او نخستين سازماندهندهٴ آن گرايشهاي نوافلاطوني بود، كه توصيف كامل آنها را در آثار شاگردش فلوطين ميتوان يافت. به جاست تصور كنيم تعاليم آمونيوس در هرمسنامهء7 فلسفي، يعني مجموعهاي كه عمدهٴ آنها مربوط به سدهٴ سوماند، منعكس شده است.
قديس هيپولوتوس
هيپولوتوس8 تا 235 در روم تعليم داد، تا در آن هنگام به ساردينيا تبعيد شد و احتمالاً در آنجا درگذشت. اسقف پورتوس رومانوس. متكلم رومي، مفسر، و گاهشناس. مهمترين اثر او به موضوعات فلسفي موسوم، و در 10 كتاب است، كه احتمالاً اندكي پس از 222 تأليف شده و هدفش رد همهٴ بدعتها و اثبات اين مطلب بوده كه آنها همه از فلسفهٴ يوناني و خرافات سرچشمه گرفته است. كتاب اول، تاريخ فلسفهٴ يوناني است و كتاب دوم و سوم (مفقود شده) به